ببین که چقدر تو را دوست دارم ...
دلم دردش را می گویم و قلم زندگی درد دلم را در این دفتر عشق می نویسد
دلم درد هایش را می گوید ، چشمهایم می گرید و تو نیز میخوانی دردهایی را
که با چشمهای گریان نوشته ام
بخوان درد این دل خسته و عاشقم … بخوان و بدان که من دیوانه ام
دیوانه تو ، قلب مهربانت و آن چهره ماهت
عاشقانه آن چه که برایت با احساسی پاک نوشته ام بخوان و این دل عاشق مرا
درک کن
قطره قطره اشکهایم را در کلماتی که دیوانه وار در کنار هم قرار داده ام
و از آنها جمله ای برای تو ساخته ام را ببین...حالا
فهمیدی که چقدر دوستت دارم؟
بخوان هر آنچه که از تو گفته ام و نوشته ام
بخوان و با من بمان، عاشقتر از همیشه بمان
تو گرفتار یک قلب دیوانه شده ای ، دیوانه ای که لحظه به لحظه به یاد تو هست و با
یاد تو این لحظات زندگی را می گذراند
دیوانه ای که شب و روز قلمی در دست دارد و از عشق تو می نویسد
دلم دردش را می گوید ، تو میخوانی و با خواندن آنچه که از عشق گفته ام
اشک می ریزی
بخوان درد این دل دیوانه را و ببین که چقدر "تو را دوست دارم" ...
نفسم اگه بدونه دارم واسه اون می نویسم نمی دونم چه حالی میشه ولی اون فک می کنه دارم رو سخت افزار و ای اس پی کار می کنم
.نمی دونه اصل زندگی من فقط اونه.فقط جوادمه.
خیلی دوست دارم زندگیم 









نظرات شما عزیزان: