آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
عاشقانه هایم برای جوادم
یک شنبه 24 دی 1391برچسب:, :: 14:24 :: نويسنده : گلاله
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم چند لحظه به چشمهایش خیره شدم ، گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقم ، عاشق یک عاشق واقعی ، عاشق تو.... عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری میکند ، به عشق این لحظه های انتظار دوستت دارم.... به اندازه تمام لحظه های زندگی ام تا آخر عمرم عاشقم ! به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم ، دوستت دارم ! به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو در زیر باران قدم میزنم عاشق بارانم به عشق آمدن باران و به اندازه تمام قطره های باران دوستت دارم ! به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره میشوم ، به اندازه تمام ستاره های آسمان دوستت دارم! به عشق دیدنت بی قرارم ، حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم،به اندازه تمام لحظه های بیقراری و دلتنگی دوستت دارم ... من که عاشق چشمهایت هستم ، عاشق گرفتن دستهای مهربانت هستم ، به عشق نگاه به آن چشمهای زیبایت دوستت دارم.. لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است ، آنگاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفسگیر است ! به شیرینی لحظه های عاشقی دوستت دارم ! من که تنها تو را دارم ، از تمام دار دنیا تنها تو را میخواهم ، تو تنها آرزویم هستی به اندازه تمام آرزوهایم که تنها تویی ، به اندازه دنیا که میخواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی ، به اندازه همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو ای عشق من ، ای بهترینم به عشق همه این عشقها دوستت دارم ! پرسیدم به جواب این سوال رسیدی؟ اینبار او سکوت کرد و اینبار او با چشمهای خیسش به چشمهایم خیره شد! اشکهایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه همچنان ادامه داشت و باز گفتم : به اندازه وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست دوستت دارم!
نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |